تبلیغات
دلتنگی ما 2 تا - مطالب اردیبهشت 1393

دلتنگی ما 2 تا

کسی که در حضورت از تو میترسد در غیابت از تو متنفر است

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!


ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،


ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ...


ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ ...


ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..


ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ....... ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ......


ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ....... ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ....... ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ........


ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ........


ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...


ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ...


ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ


ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ...


ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ ...


ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ


ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ !!!


نوشته شده در چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 ساعت 01:30 ب.ظ توسط مریم نظرات |

 

اســمــم را سـنـگــی نـگـــه مــی دارد..

 

خــــــودم را گـــــوری...

 

یــــــــــــــــادم را نــمـــی دانــــــم. . . !

 

 

(عشقم چرا باهام قهری؟  من که میدونم دوستم داری... پس چرا هم خودتو عذاب میدی هم منو؟؟  برگرد دارم دق میکنم)


نوشته شده در دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 ساعت 02:12 ب.ظ توسط مریم نظرات |

 

خـــــ ــدایــــ ــا ؟

 

آســ ــمــ ــانــ ــت چــ ـه مــ ــزه ای دارد ؟

 

مــ ـن کـــ ــه فــ ــقــ ــط زمــ ــیــ ــن خــ ـورده ام . . .


نوشته شده در شنبه 27 اردیبهشت 1393 ساعت 01:35 ب.ظ توسط مریم نظرات |

 

یادم نبود ....

 

خوابیده بودم , کابوس میدیدم

 

از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم

 

افسوس

 

یادم رفته بود

 

که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...

 


نوشته شده در چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 02:36 ب.ظ توسط مریم نظرات |

 

چنان از زندگی دلتنگ و دلگیرم

 

 

که روز مردنم را جشن میگیرم

 

 

مبادا چشم های تو برایم تر شود خوبم

 

 

که گر اشک تورا بینم دوباره باز می میرم

 

 

سیه بر تن مکن ای گل برای رفتنم زیرا

 

 

شب و روزم سیه بوده

 

 

من از رنگ سیه سیرم...

 

 


نوشته شده در یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 ساعت 04:35 ب.ظ توسط مریم نظرات |

" منی "

 

که کنارش

 

"تو"

 

نباشد,

 

" تومنی "

 

نمی ارزد . . .


نوشته شده در جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 04:26 ب.ظ توسط مریم نظرات |

درد دارد . . .

 

وقتی میرود و همه میگویند :

 

" دوستت نداشت " .

 

و تو نمی توانی ثابت کنی که هر شب با

 

" دوستت دارم " هایش

 

خوابت میکرد...


نوشته شده در پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 12:34 ب.ظ توسط مریم نظرات |

از دیوانه ای پرسیدند: چه کسی را بیشتر دوست داری؟

دیوانه خندید و گفت: "عشقم" را...

گفتند: "عشقت" کیست؟ گفت: "عشقی" ندارم...!

خندیدند و گفتند: برای "عشقت" حاضری چه کارها کنی؟

گفت: مانند عاقلان نمیشوم!نامردی نمی کنم، خیانت نمی کنم،

دور نمی زنم، وعده سر خرمن نمی دهم، خیانت نمی کنم

و دوستش خواهم داشت!!تنهایش نمی گذارم ، می پرستمش...

بی وفایی نمی کنم با او مهربان خواهم بود...برایش فداکاری

خواهم کرد...ناراحت و نگرانش نمی کنم...غمخوارش می شوم...

گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت...اگر دوستت نداشت...،

اگر نامردی کرد، اگر بی وفا بود، اگر ترکت کرد چه...؟!


اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت:


 اگر اینگونه نبود که من "دیوانه" نمی شدم

نوشته شده در چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 ساعت 03:41 ب.ظ توسط شاهین تیز پر نظرات |

بهای سنگینی دادم تا فهمیدم


کسی را که قصد ماندن ندارد


باید راهی کرد

نوشته شده در جمعه 12 اردیبهشت 1393 ساعت 03:46 ب.ظ توسط شاهین تیز پر نظرات |

اخرین مطالب
پـــ ــایـــ ــان
بازم یه جمعه دیگه و انتظار....
عیدتون مبارک
دلتنگی 44
دلتنگی 43
تولدم
پست ثابت
تولد
دلتنگی 42
دلتنگی 41
دلتنگی 40
دلتنگی 39
دلتنگی 38
دلتنگی 37
دلتنگی 36