تبلیغات
دلتنگی ما 2 تا - تنهائی54

دلتنگی ما 2 تا

کسی که در حضورت از تو میترسد در غیابت از تو متنفر است

پایان حکایتم شنیدنی است:

من عاشق او بودم و

او عاشق او

خوبه نه من سرپا وجودم عشق بود عاشقی اما

 تو چی ؟عاشق بغل های مردها.

به فرهاد بگوئید چرا تیشه زدی؟

چرا عشق را به ماها آموختی؟

مگر تو نمی دانستی ما شیر خام خورده ایم؟

فرهاد عشق دیگر صدای تپش قلبها نیست . . . .

عشق صدای فنر تخت هاست . . .


نوشته شده در پنجشنبه 5 دی 1392 ساعت 04:28 ب.ظ توسط شاهین تیز پر نظرات |

اخرین مطالب
پـــ ــایـــ ــان
بازم یه جمعه دیگه و انتظار....
عیدتون مبارک
دلتنگی 44
دلتنگی 43
تولدم
پست ثابت
تولد
دلتنگی 42
دلتنگی 41
دلتنگی 40
دلتنگی 39
دلتنگی 38
دلتنگی 37
دلتنگی 36